محمد معصوم البكري ( نامى )
مقدمه 17
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
درماند و بركاب جهانگير پادشاه رسيده تعين دكن گرديده . مدتى در آنجا گذرانيد و ليكن چون حاصل جاگيرش كفاف معيشت او نميكرد ، آن منصب را ترك گفته به وطن خود بهكر بازگشت ، و باملاك و باغات پدر قناعت ورزيد ، و در سنه 1044 در گذشت « 1 » . اولادش تا هنوز در بلدهء سكهر موجود هستند . تاليفات مير معصوم مير معصوم طبعى جامع و متفنن داشت . بعلاوه بودن يك سرباز شجاع و بيباك ، او طبيبى ماهر و سياحى جهانديده و كتابه نويسى خوشخط و شاعرى برجسته و مورخى امين بوده ، و در هر فن آثار خود را بر صفحهء هستى گذاشته : ( الف ) در زمينهء طب دو كتاب نوشته : ( 1 ) طب نامى ، نسخهاى ازان نزد سيد منور على معصومى موجود است و مشتمل بر 185 صفحه مىباشد ؛ ( 2 ) مفردات معصومى ، كه بعضى اجزاى آن نزد شيخ عبد الرحيم ، مشير بلديه رهرى ، مشاهده نمودم . ( ب ) مير معصوم غالبا جميع ممالك كه در قلمرو اكبر پادشاه بود ديده ، و گويند هميشه يك عده سنگتراشان و خوشنويسان ماهر با خود مىداشت ، و خود نيز كتبه نويسى خوشخط بالا دست بود ، چنان كه صاحب ذخيرة الخوانين ( ورق 66 ) گويد : « از ابتداى ابروان و نخشوان و تبريز و اصفهان تا قندهار و كابل و كشمير و هندوستان و دكن هر جا رسيده از اشعار خود نوشته و بر سنگ كنده يادگارى گذاشت ، چنانچه بر دروازهء قلعه اكبر آباد و مسجد جامع فتح پور سيكرى و غيره . ذوق عمارت بسيار داشت ، و در اكثر جاها مساجد و سراها و رباطها و پلها و چاهها بنا نهاده ، خصوصا در شهر
--> ( 1 ) تمام اين احوال باستثناى تغيير اندكى از مآثر الأمراء گرفته شد ، جلد سيوم ، صص 328 - 329 .